در مورد پسران
امکانات وب
Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت
کد جست و جوی گوگل
فال روزانه

[ سه شنبه چهارم مهر 1391 ] [ 13:40 ] [ ]

یک هفته پس از خلقت آدم:

چون حوا بدون پدر و مادر بود آدم اصلا مشکلی نداشت و چای داغ را روی خودش نریخت.


پانصد سال پس از خلقت آدم:
با یه دونه دامن از اون چینی خال پلنگی ها میری توی غار طرف.بلند داد می زنی:هاکومبازانومبا(یعنی من موقع زنمه)

بعد میری توی غار پدر و مادر دختره. با دامن چین چینی جلوت نشسته اند و می گن:از خودت غار داری؟دایناسور آخرین مدل داری؟بلدی کروکدیل شکار کنی؟خدمت جنگ علیه قبیله ادم خوارها رو انجام دادی؟بعد عروس خانم که اون هم از این دامنای چین چینی پوشیده تو لیوان سنگی برات چای میاره و تو می ریزی روی خودت.


دو هزار و پانصد سال بعد از اختراع آدم:
انسان تازه کشاورزی را آموخته.وقتی داری توی مزرعه به عنوان شخم زدن زمین عمل می کنی با دیدن یه دختر متوجه میشی که باید ازدواج کنی.برای همین با مقدار زیادی گندم به مزرعه پدر دختره میری .اونجا از تو می پرسند:جز خودت که اومدی خواستگاری چند تا خر دیگه داری؟ چند متر زمین داری؟چند تا خوشه گندم برداشت می کنی؟ آیا خدمت در لشگر پادشاه رو به انجام رسانده ای؟

بعد عروس خانم با کوزه چای وارد میشه و شما هم واسه اینکه نشون بدی خیلی هول شدید تمام کوزه رو روی سرتون خالی می کنید.


بیست سال قبل:

شما پس از اتمام خدمت مقدس سربازی به این نتیجه می رسید که باید ازدواج کنید و از مادرتان می خواهید که دختری را برایتان انتخاب کند.در اینجا اصلا نیازی نیست که شما دختر را بشناسید چون پس از ازدواج به اندازه کافی فرصت برای شناخت وجود دارد.در ضمن سنت چای ریزون کماکان پا بر جاست.


هم اکنون:

به دلیل پیشرفت تکنولوژی در حال حاضر شما به آخرین نسخه یاهو مسنجر احتیاج دارید.البته از"ام اس ان" یا "آی سی کیو"هم می توانید استفاده کنید ولی انها آیکنهای لازم برای خواستگاری را دارا نمی باشند . پس از نصب یاهو مسنجر به یک روم شلوغ رفته هر اسمی که به نظرتان زیباست "اد" می کنید و با استفاده از آیکنهای مربوطه خواستگاری را انجام می دهید . البته یاهو قول داده که نسخه جدید دارای امکانات ازدواج و زندگی مشترک نیز باشد ...
[ سه شنبه چهارم مهر 1391 ] [ 11:2 ] [ ]

[ سه شنبه چهارم مهر 1391 ] [ 11:1 ] [ ]
 این مطلب در مورد آرایش خانوم ها و انواع اونه ، خانوم هایی که اهل این قرتی بازیا نیستن نخونن !


حالا ازین حرفا که بگذریم ، دخترها و آرایششون به چند دسته تقسیم میشن :

۱) بی نیاز : خداوند عالم این دختران را به طور پیشفرض زیبا آفریده . لامصب هرچی بیشتر نیگاشون می کنی ، کمتر عیب و نقص درشون پیدا می کنی !! این ها دیگه اگه دست نزنن به خودشون سنگین ترن و اگه دست بزنن ، به نظر من در کار و هنر خدا دخالت کردن …

۲) کم نیاز : دختر هایی با چهر های معمولی که اگه مقداری به خودشون برسن ، خیلی خیلی تو اجتماع تحویل گرفته میشن ! اعتماد به نفسشون به طور عجیبی بالا میره و خلاصه خیلی خوبه و خوشبحالشون میشه !

۳) پر نیاز : کسایی هستن که … خب ، چطو بگم … چیزه ، اینطور میگم : عزیزانِ من ، مهم اینه که دل آدم پاک باشه ( از بقیه ی این قسمت صرف نظر شد )

۴) پر کارها! : از اسمشون معلومه … دیدین گریمور ها برا گریم یه بازیگر بعضی اوقات یکی – دو ساعت وقت میزارن ؟ حالا این قبیل از خانوم ها ، اینجوری رفتار می کنن . طوری که وقتی از جلو میز آرایش پا میشن ، لایه ای به ضخامت یک سانتیمتر روی پوست صورتشون رو پوشونده ! البته اسم دیگه ی این قشر ، افراطیون و اغراقیون نیز می باشد !

( گفته شده کسانی در جامعه بوده اند که از همین شیوه ی پُرکار به شدت به نفع خودشون استفاده نموده و به مدت چندین ماه سر دوست پسرشان را شیره مالونده و با او هم ازدواج نموده اند … در حالی که فردای روز عروسی ، شادوماد به لایه ی زیرین آرایش پی برده و مجاب به هزینه ی هنگفت عمل جراحی روی پوست صورت عروس خانوم گردیده ! )


و اما میرسیم به آرایش عروسا …

همیشه یه چیز برام سوآل بوده . چرا تا این اندازه افراط میشه سر آرایش عروس ؟؟؟
طفلک داماده قبل عروسی با یه نگاه عاشق دختره شده ، ولی کسی که از آرایشگاه میاد بیرون اصلاً یکی دیگس !!! ( که گاهی اوقات عواقب ظاهریش تا بعد از عروسی هم باقی میمونه )

گاهی اوقات عروس فامیلمونه هااا ، ولی شک می کنم که خودشه یا نه ! این جمله ایه که بعضی اوقات بکار میره :

” اینقد خوشگل بود و نمیدونستیم ؟!! “

[ سه شنبه چهارم مهر 1391 ] [ 11:1 ] [ ]
۱) يقه اولين خواستگار رو بچسبيد كه شايد تنها شتر بخت شما باشه

2) ناز و لفت و ليس رو بذاريد كنار.

3) در معرض ديد باشيد، گذشت اون زمان كه مي گفتن: من اون دختر نارنج و ترنجم كه از آفتاب و از سايه مي رنجم.

4) سن ازدواج رو بيارين پايين، همون 17 يا 18 خوبه. بالاتر كه برين همچين بگي نگي از دهن مي افتين.

5) تموم دوست پسراتونو تهديد به ازدواج كنيد، اگه موندن چه بهتر، نموندن دورشون رو درز بكشيد.

6) دعاي باز شدن بخت رو دور گردنتون آويزون كنيد، يه وقت كتابشو دور گردنتون آويزون نكنيد كه گردن لطيفتون كج مي شه.

7) پسر هاي فاميل بهترين و در دسترس ترين طعمه ها هستند، رو هوا بقاپيدشون.

8) رو شكل و شمايل ظاهري پسرها زياد حساسيت به خرج نديد، پسرهاي خوشگل، دچار مشكل هستن...!

9) توي اجتماع فر بخوريد، با مردم قاطي شيد، با ننه صغرا و بي بي عذرا نشست و برخاست كنيد، همينا هستن كه شاه دوماد مي سازن واستون.

10) يه كم به خودتون برسيد، منظورم آرايش و برداشتن زير ابرو و ريمل و پودر و سايه و كرم شب و روز و ماسك خيار و فر مژه و خط لب و خط چشم و... نيست. حداقل قيافه يه آدم رو داشته باشيد.

11) در پوشش دقت كنيد، لباس چسب و كوتاه فقط آدماي بوالهوس رو دورتون جمع مي كنه، يه پوشش سنگين و اندكي رنگين با حفظ معيارهاي دوماد پسند بهترينه.

12) مهمون كه مياد قايم نشيد، چاي ببريد، پذيرايي كنيد، خلاصه يه چشمه بياين كه بعله ما هم هستيم.

13) سعي كنين از هر انگشتتون هفت نوع هنر بباره كه مامانه بتونه جلوي در و همسايه قر و قميش بياد كه دخترم قربونش برم اينجوريه و اونجوريه...

14) تا مامانه و باباهه مي گن دخترمون ديگه وقته عروسيشه مثل لبوي نپخته سرخ نشين و در بريد، در حركات و سكناتتون اين نظر رو تاييد كنيد و دنبالشو بگيريد.

15) بالاخره اگه خداي نكرده مي خواين جزو اون يك ميليون و هفت صد هزار دختر بي شوهر نباشيد (تازه اگه همه پسراي اين مملكت دوماد شن، كه نمي شن) هر چي داريد، رو كنيد، منظورم اعضا و جوارحتون نيست منظورم كمالات و هنر مندياتونه

منبع : پارس کلوب

[ سه شنبه چهارم مهر 1391 ] [ 11:0 ] [ ]


 شعر ضد دختر براتون آماده کردم

امیدوارم خوشتون بیاد آقا پسرای گل

با این شعر بهتون ثابت میکنم همه دخترا پستن


میدونم وجوده    موجودی بیهوده    به نام زن هستش که دنیارو کرده آلوده

همشون از دم پستن    گوش کن به این آهنگم     برات ثابت می کنم که موجوداتی بی رحمن


قرن ما شیاطینی داره به نام زن          که امامارو کشتن همین زنای پست

واسه وجود زن فقط سه رکن بسه       تنها کار مفیدشون فقط بقای نسله

رکن اول فقط شستن و پختن              رکن دومو نمیشه گفت توی آهنگ

رکن سوم به رکن دوم وصله               پس حکم وجود زن فقط بقای نسله

زن یعنی بد بختی یعنی دردسر           یعنی بزنی تو سرکش تا بشه دربه در

نباید بذاری که دستش بره توی جیبت    که رفتش پول با جیب تو قهر میشه

یه لحطه یوسف نبیو تو فقط بیار به یاد    که زندانو به زلیخا ترجیح میداد

روایته که میمیره امام زمان به دست زتی ریشو     اصلا زن کثیف نسلش


میدونم وجوده    موجودی بیهوده    به نام زن هستش که دنیارو کرده آلوده

همشون از دم پستن    گوش کن به این آهنگم     برات ثابت می کنم که موجوداتی بی رحمن


قسم میخورم که یه شیطون توی دختره        که تنها هدفش بدبختی یه پسره

از یه عرب یاد بگیر که با سوسمار خوریش     زنو فقط میخواد واسه زمان بیکاریش

رو دادن به اونا پسر اشتباه محضه              تا بفهمه دوسش داری مطمئن باش رفته

اون وقت تو میمونیو با شبای سردت            برات ثابت میشه که زن موجودی پسته

امام حسنم به دست زنش کشته شد        حمزه جیگرش به وسیله ی هند خورده شده

امام رضام که عاقبت مامون کشتتش          میدونی به وسیله ی زنش اونو کشتتش

همین چند شخصیت برات بس نبود؟           تا بفهمی از این آهنگ قصدمو

از خلقت زنا هه هه نیشخند بزن                پس گوش کن تا که برات بیش تر بگم


میدونم وجوده    موجودی بیهوده    به نام زن هستش که دنیارو کرده آلوده

همشون از دم پستن    گوش کن به این آهنگم     برات ثابت می کنم که موجوداتی بی رحمن


ماها همه ادامه نسل آدم و هواییم           هوا آدمو گول زده که ما الان اینجاییم

بهشت کجا زمین کجا بینشون کلی فرقه     تنها عاملش به وجود زن بر میگرده

مگه حضرت علی نبود شاه مردان              که اسمش میاد میلرزه کل دنیا

اونم قطام نقشه ی قتلشو کشید              این زن با کاراش کوفه رو به ماتم کشید

میدونی دلم نمیاد تاریخو من نگم               شهر تهران نابود شد به خاطر یه زن

کلی آدم تو این واقعه مردن                     یه شهر ویران شد و از بین زود رفت

تخت جمشید به دست اسکندر                آتیش گرفت و اکثرش از بین رفت

اسکندر به تشویق معشوقش                  این کارو کرد که تخت جمشید از بین رفت


میدونم وجوده    موجودی بیهوده    به نام زن هستش که دنیارو کرده آلوده

همشون از دم پستن    گوش کن به این آهنگم     برات ثابت می کنم که موجوداتی بی رحمن


خانوم ناراحت شدی از این آهنگم؟           ناراحت نشو چون که باید بگم

از اون اول خلقت شماها پست بودین        میدونی تحمل شما هستش زوری

[ سه شنبه چهارم مهر 1391 ] [ 10:59 ] [ ]
[ پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1391 ] [ 16:20 ] [ ]
[ پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1391 ] [ 16:16 ] [ ]
[ پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1391 ] [ 16:11 ] [ ]
[ پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1391 ] [ 16:10 ] [ ]
[ پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1391 ] [ 16:9 ] [ ]
[ پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1391 ] [ 16:8 ] [ ]
[ پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1391 ] [ 16:8 ] [ ]

[ پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1391 ] [ 16:7 ] [ ]
[ پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1391 ] [ 16:7 ] [ ]
[ پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1391 ] [ 16:5 ] [ ]
[ پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1391 ] [ 16:4 ] [ ]
[ پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1391 ] [ 16:4 ] [ ]

[ پنجشنبه سی و یکم فروردین 1391 ] [ 15:10 ] [ ]

۱ـ کسی که شیشه‌های ماشینش را دودی کرده، منظورش چیست؟

أ) می‌خواهد آفتاب اذیتش نکند.
ب) می‌خواهد خانمش را کسی نبیند.
ج) می‌خواهد خانمش کسی را نبیند.
د) هیچ کدام صحیح است.

۲ـ یک سواری شما را سوار نمی‌کند ولی برای دختر ایستاده کمی آن طرف‌تر شما، هی بوق می‌زند و جلوی پایش ترمز می‌کند و هی جلو می‌رود و هی بر می‌گردد، انگیزه‌ی او از این کارها چیست؟

أ) می‌خواهد دختره را بلند کند.
ب) می‌خواهد کس دیگری دختره را بلند نکند.
ج) دارد بوق و ترمز ماشینش را تست می‌کند.
د) هیچ کدام صحیح است.

۳ـ کسی آینه‌ی جلوی ماشینش را از سقف کنده، تقریبا سه برابر طولش را زیاد کرده و چسبانده وسط شیشه، مقصودش چیست؟

أ) می‌خواهد پشت سرش را بهتر ببیند.
ب) می‌خواهد پشت سرش او را بهتر ببینند.
ج) آینه فابریک این طور بوده داش.
د) هیچ کدام صحیح است.

۴ـ ماشین آژانسی که خانمی صندلی عقب آن نشسته، دارد با سرعت 15 کیلومتر در ساعت از کناره‌ی سمت راست اتوبان حرکت می‌کند و راننده‌ دائم به آینه‌ی جلو نگاه می‌کند و دستش هی بالا و پایین می‌رود تفسیر شما از این صحنه چیست؟

أ) راننده به شدت اعتقاد دارد که دیرتر رسیدن بهتر از زودتر رسیدن است.
ب) راننده‌ی محترم اشکالات درسی خانم را دارد حل می‌کند.
ج) زن خودش است، قهر کرده، رفته صندلی عقب نشسته.
د) هیچ کدام صحیح است.

۵ـ راننده تاکسی هستید و جلوی ماشین شما یک دختر خانوم بی حجاب مشغول دوچرخه سواری میباشد ..؟

ا)سرعت خود را زیاد کرده از او سبقت میگیرید

ب)سرعت خود رازیر 10 کیلومتر نگه میدارید و نگاهتان فقط به جلو متمرکز میکنید مبادا تصادف کنید

ج)ورزش دوچرخه سواری بهترین ورزش است و شما از ان حمایت میکنید

د)هیچکدام صحیح است

[ پنجشنبه سی و یکم فروردین 1391 ] [ 15:10 ] [ ]
خوشمزس ؟؟؟

[ پنجشنبه سی و یکم فروردین 1391 ] [ 15:9 ] [ ]
صبحگاه:
فرمانده: پس این سربازه‌ها (بجای واژه سرباز برای خانمها باید بگوییم
سربازه !) کجان؟

معاون: قربان همه تا صبح بیدار بودن داشتن غیبت میکردن
ساعت 10 صبح همه بیدار میشوند

سلام سارا جان
سلام نازنین، صبحت بخیر
عزیزم صبح قشنگ تو هم بخیر

سلام نرگس
سلام معصومه جان
ماندانا جون، وای از خواب بیدار میشی چه ناز میشی

صبحانه:
وا… آقای فرمانده، عسل ندارید؟
چرا کره بو میده؟
بچه‌ها، من این نون رو نمیتونم بخورم، دلم نفخ میکنه
آقای فرمانده، پنیر کاله نداری؟ من واسه پوستم باید پنیر کاله بخورم

بعد از صبحانه، نرمش صبحگاه (دیگه تقریبا شده ظهرگاه)

فرمانده: همه سینه خیز، دور پادگان. باید جریمه امروز صبح رو بدید
وا نه، لباسامون خاکی میشه
آره، تازه پاره هم میشه
وای وای خاک میره تو دهنمون
من پسر خواهرم انگلیسه میگه اونجا

ناهار
این چیه؟ شوره
تازه، ادویه هم کم داره
فکر کنم سبزی اش نپخته باشه
من که نمی‌خورم، دل درد میگیرم
من هم همینطور چون جوش میزنم
فرمانده: پس بفرمایید خودتون آشپزی کنید!
بله؟! مگه ما اینجا آشپزیم؟! مگه ما کلفتیم؟!
برو خودت غذا درست کن !!
والا، من توخونه واسه شوهرم غذا درست نمی‌کنم، حالا واسه تو

چون کسی گرسنه نبود و همه تازه صبحانه خورده بودند، کسی ناهار نخورد

بعد از ناهار
فرمانده: کجان اینا؟
معاون: رفتن حمام
فرمانده با لگد درب حمام را باز میکنید و داد میکشد، اما صدای داد او در
میان جیغ سربازه‌ها گم میشود
هوووو…. بی شعور
مگه خودت خواهر مادر نداری
بی آبرو گمشو بیرون
وای نامحرم
کثافت حمال

(کل خانم ها به فرمانده فحش میدهند اما او همچنان با لبخندی بر لب و
چشمانی گشاده ایستاده است!)

بعد از ظهر
فرمانده: چیه؟ چرا همه نشستید؟
یه دقیقه اجازه بده، خب فریبا جان تو چی میخوری؟
جوجه بدون برنج
رژیمی عزیزم؟
آره، راستی ماست موسیر هم اگه داره بده میخوام شب ماسک بزنم.
شب در آسایشگاه

یک خانم بدو بدو میاد پیش فرمانده و ناز و عشوه میگه: جناب فرمانده، از
دست ما ناراحتین؟

فرمانده: بله بسیار زیاد!

خب حالا واسه اینکه دوباره دوست بشیم بیایید تو آسایشگاه داره سریال فرار
از زندان رو نشون میده، همه با هم ببینیم

فرمانده: برید بخوابید!! الان وقت خوابه!!

فرمانده میره تو آسایشگاه:
وا…عجب بی شعوری هستی ها، در بزن بعد بیا تو
راست میگه دیگه، یه یااللهی چیزی بگو

فرمانده: بلندشید برید بخوابید!
همه غرغر کنان رفتند جز 2 نفر که روبرو هم نشسته اند

فرمانده: ببینم چیکار میکنید؟
واستا ناخونای پای مهشید جون لاکش تموم بشه بعد میریم.
آره فری جون؛ صبر کن این یکی پام مونده

فرمانده: به من میگی فری؟؟ سرباز! بندازش انفرادی.
سرباز: آخه گناه داره، طفلکی
مهشید: ما اومدیم سربازی یا زندان! عجبا

[ پنجشنبه سی و یکم فروردین 1391 ] [ 15:9 ] [ ]

سير تاريخيه مهريه ونتايج اون !!؟؟

 

مطلب زير در مورد سير تاريخيه مهريه ونتايج اونه .ببينين.....

عصر شکار: 20 کیلو گوشت دایناسور، 40 کیلو گوشت اژدها.
نتیجه: دایناسورها منقرض شدند
عصر کشاورزی: 24 دست تبر سنگی، 24 دست تیغه و داس جنگی.
نتیجه: افزایش قتل به دلیل دم دست بودن داس برای خانوم ها
عصر فلز: 70 ورقه مسی، 50 تا خنجر مفرغی و سرگرز آهنی.
نتیجه: افزایش شکستگی سر مردان به دلیل تماس با گرز آهنی
عصر بخار: 30 هزارتومان و بخار کردن آب حوض خانه عروس خانوم
نتیجه: کمبود آب و جیره بندی شدن آب
عصر صنعت: 1 میلیون پول، 14 سکه طلا، یک اتومبیل و هرچی که با ص شروع میشد
نتیجه: بنا به درخواست آقایان تولید ژیان آغاز شد
عصر کامپیوتر: هم وزن عروس خانم سکه طلا!!!
نتیجه: هرچی عروس خانوم مانکن تر باشد بهتر است
نتیجه گیری کلی: بابا بگو نمیخوایم زن بهت بدیم دیگه... این کارها یعنی چی؟؟

 
عامل اصلی انقراض دایناسور ها==> عروس ها
عامل اصلی کمبود آب در تابستان ها==> عروس ها
عامل اصلی افزایش ماشین های فرسوده در سطح شهر==> عروس ها
عامل اصلی افزایش چاقی و افزایش بیماری ها==> عروس ها

[ پنجشنبه سی و یکم فروردین 1391 ] [ 15:8 ] [ ]

شعر ضد دختر!!!!

 شعر ضد دختر براتون آماده کردم

امیدوارم خوشتون بیاد آقا پسرای گل

با این شعر بهتون ثابت میکنم همه دخترا پستن


میدونم وجوده    موجودی بیهوده    به نام زن هستش که دنیارو کرده آلوده

همشون از دم پستن    گوش کن به این آهنگم     برات ثابت می کنم که موجوداتی بی رحمن


قرن ما شیاطینی داره به نام زن          که امامارو کشتن همین زنای پست

واسه وجود زن فقط سه رکن بسه       تنها کار مفیدشون فقط بقای نسله

رکن اول فقط شستن و پختن              رکن دومو نمیشه گفت توی آهنگ

رکن سوم به رکن دوم وصله               پس حکم وجود زن فقط بقای نسله

زن یعنی بد بختی یعنی دردسر           یعنی بزنی تو سرکش تا بشه دربه در

نباید بذاری که دستش بره توی جیبت    که رفتش پول با جیب تو قهر میشه

یه لحطه یوسف نبیو تو فقط بیار به یاد    که زندانو به زلیخا ترجیح میداد

روایته که میمیره امام زمان به دست زتی ریشو     اصلا زن کثیف نسلش


میدونم وجوده    موجودی بیهوده    به نام زن هستش که دنیارو کرده آلوده

همشون از دم پستن    گوش کن به این آهنگم     برات ثابت می کنم که موجوداتی بی رحمن


قسم میخورم که یه شیطون توی دختره        که تنها هدفش بدبختی یه پسره

از یه عرب یاد بگیر که با سوسمار خوریش     زنو فقط میخواد واسه زمان بیکاریش

رو دادن به اونا پسر اشتباه محضه              تا بفهمه دوسش داری مطمئن باش رفته

اون وقت تو میمونیو با شبای سردت            برات ثابت میشه که زن موجودی پسته

امام حسنم به دست زنش کشته شد        حمزه جیگرش به وسیله ی هند خورده شده

امام رضام که عاقبت مامون کشتتش          میدونی به وسیله ی زنش اونو کشتتش

همین چند شخصیت برات بس نبود؟           تا بفهمی از این آهنگ قصدمو

از خلقت زنا هه هه نیشخند بزن                پس گوش کن تا که برات بیش تر بگم


میدونم وجوده    موجودی بیهوده    به نام زن هستش که دنیارو کرده آلوده

همشون از دم پستن    گوش کن به این آهنگم     برات ثابت می کنم که موجوداتی بی رحمن


ماها همه ادامه نسل آدم و هواییم           هوا آدمو گول زده که ما الان اینجاییم

بهشت کجا زمین کجا بینشون کلی فرقه     تنها عاملش به وجود زن بر میگرده

مگه حضرت علی نبود شاه مردان              که اسمش میاد میلرزه کل دنیا

اونم قطام نقشه ی قتلشو کشید              این زن با کاراش کوفه رو به ماتم کشید

میدونی دلم نمیاد تاریخو من نگم               شهر تهران نابود شد به خاطر یه زن

کلی آدم تو این واقعه مردن                     یه شهر ویران شد و از بین زود رفت

تخت جمشید به دست اسکندر                آتیش گرفت و اکثرش از بین رفت

اسکندر به تشویق معشوقش                  این کارو کرد که تخت جمشید از بین رفت


میدونم وجوده    موجودی بیهوده    به نام زن هستش که دنیارو کرده آلوده

همشون از دم پستن    گوش کن به این آهنگم     برات ثابت می کنم که موجوداتی بی رحمن


خانوم ناراحت شدی از این آهنگم؟           ناراحت نشو چون که باید بگم

از اون اول خلقت شماها پست بودین        میدونی تحمل شما هستش زوری

[ پنجشنبه سی و یکم فروردین 1391 ] [ 15:8 ] [ ]

پسرها

پیرایش گلها

اصطلاح و شستشوی سر

ساعت کار:9 الی 13 ظهر و 16 الی 21 شب

آدرس :....................................................

 

دخترها

در آریشگاه گلها صد سال جوانتر شوید و سن خود را با دخترتان یکی کنید.

ارائه کلیه خدمات زیبایی...

آرایش صورت با مواد کاملا آمریکایی

آرایش سه بعدی، چهاربعدی،شش بعدی (جدید)

آرایش اروپایی ،خلیجی ،مصری ،افغانی و ...

رنگ مو ،مش یخی، دریایی ،آبکی ،سنگی ،رنگین کمانی ،فضایی و ...

شینیون به سبک بلغارستانی با مدیریت خانوم اسدی از بلغارستان

پاکسازی صورت ،روتوش ،صافکاری با مواد کاملا طبیعی

برطرف کردن هرگونه کک مک، جوش، جای جوش، سایه جوش و...

فوق تخصص سایه های دو جداره ،نسوز ،محوه چشم ،لب ،بینی و ...

سایه های خطی ،مینیاتوری ،خرچنگی ،ابر و باد،ماه و خورشید و ...

تخصص دوخت مو ،هیرا اکتنشن،بافت مو با مهره و کاغذ و مداد

طراحی روی ناخن ،چشم ،لب،گوش،حلق ،بینی و ...

(قابل توجه خانوم های محترم به علت پرشدن صفحه آگهی لطفا برای اطلاع کامل از خدمات آریشگری حضورا به ما مراجع کنید)

تلفن : ......................                  موبایل : ............................

خط دوم : .................                  خط دوم : .........................

آدرس : ...............................................

با مدیریت خانوم سنایی فوق تخصص زیبایی از امریکا و المان و هندوستان و تاجیکستان و .... 

[ پنجشنبه سی و یکم فروردین 1391 ] [ 15:7 ] [ ]


1-خانوم شماره بدم پاره میکنی؟

2- خانوم ببخشید مستقیم از کدوم طرفه

3- خانوم شماره ی کفشمو بدم؟

4- (در برخورد با چنتا دختر زیبا) هنوز فصله هلو نشده

5- (در برخورد با چند تا دختر کم سن) اِ مهد کودک تعطیل شد شما اومدین بیرون.

6- حاج خانومم ماچ خانوم

۷- آهای خانوم کجا کجا

۸- از اون بالا کفتر میاید

۹- آخ چشم ..فدات بشم

۱۰- نازتو بخورم ..شب شام نخورم

11- خانوم شما دو تا سه قلوئید؟

13- این روزها همه به من شماره می دهند شما چطور؟

12- دهات چه خبر؟

14- فدات و بخورم

15- قربونت بچسبم

16- فدات بگردم

17- خودت مگه خواهر مادر نیستی؟

18- خانوم جیگرتو واسم بلوتوث میکنی؟

19- جیگرتو یواشکی بخورم

20- ببخشید شما چقدر شبیه دوست دختره آینده من هستین

21-هندونه بیار قاچ کنم لباتو بیار ماچ کنم (New)

[ پنجشنبه سی و یکم فروردین 1391 ] [ 15:6 ] [ ]

غیراخلاقی ترین صعود در تاریخ کوه نوردی ایران !

هر کس حق آزادی عقیده و بیان دارد و حق مزبور شامل آنست که از داشتن عقاید خود بیم و اضطرابی نداشته باشد و در کسب اطلاعات و افکار و در اخذ و انتشار آن به تمام وسائل ممکن و بدون ملاحظات مرزی آزاد باشد... « ماده ۱۹ از اعلامیه جهانی حقوق بشر »

انعکاس گسترده ی خبر شکایت خانواده ی سامان نعمتی از مسئولان باشگاه دماوند و تیم نانگاپاربات در تعدادی از مهمترین رسانه ها و خبرگزاری های رسمی ، به نتیجه ای مثبت و قابل توجه منجر شد : سرانجام _ و پس از نزدیک به دو ماه _ مدیران این تشکل و اعضای تیم  ناچار به واکنش و ارائه ی پاسخ شده اند ! سایت تبلیغاتی نانگاپارباتی ها www.fa.iranianchallengers.com طی یادداشتی با عنوان چرا سکوت خویش را می شکنیم و انتشار مصاحبه ی جدید سهند عقدائی ( از اعضای تیم ) با روزنامه ی ایران در باره جزئیات حادثه ی منجر به مرگ سامان نعمتی  ،  فعالیت خود را از سر گرفته است . در یادداشت چرا سکوت خویش را می شکنیم  نکاتی کلیدی و بسیار جالب وجود دارد . آنان نوشته اند : « ... همچنین در گزارشاتی نیز که در ضمن صعود در تماس های تلفنی به ایران گفته می شد و در این سایت درج می گردید بعضا مغایرت های کوچکی با واقع پدید آمده بود که البته زائیده ی شرایط دشوار و محدودیت های آن شکل از کار بود. ما هم اکنون بر آنیم ... »  این جملات و این سخنان دارای دلالت های معنائی کاملا روشن و آشکاری است : ما در ارائه ی پاسخ به تمامی آن پرسش هائی که گزارش های اولیه ی ما از چگونگی اجرای برنامه و حادثه ی منجر به مرگ سامان در افکار عمومی جامعه ی کوه نوردی ایران بوجود آورده بود عاجز و ناتوان هستیم و این سکوت و انفعال دو ماهه ، در واقع فرصت مناسبی بود برای ما تا به خلق داستان و روایت جدیدی از حادثه برای شما بپردازیم و ما هم اکنون برآنیم که ... به عنوان مثال  در گزارش های اولیه به شما گفتیم : «... حوالی ساعت 10 صبح بوده که سامان نعمتی برخلاف تلاش و قدرت بدنی بالایی که تا این مرحله ی برنامه داشته دچار علائم ارتفاع زدگی و خواب آلودگی می شود ... سایت تبلیغاتی  » اما حالا می بینیم که در مقابل طرح پرسشی مانند چرا در مقابل شرایط نامناسب روحی و جسمی یک عضو تیم خود واکنشی غیر اخلاقی ، غیر مسئولانه و غیر انسانی  داشته اید و او را به حال خود رها کرده و پایین آمده اید؟ هیچ پاسخی نداریم و به زودی باید _ پس از محکومیت و انزجار نزد افکار عمومی کوه نوردی کشورمان _ شاهد محکومیت در مراجع قضائی هم باشیم لذا ... « پس از مشورت با برخی بزرگان و پیش کسوتان به اتفاق آرا بر آن شدیم که...» اساسا صورت مسئله را پاک کرده و داستان و روایت جدیدی را خلق کرده و به خورد(!) شما بدهیم !!  « ما او را در شرایطى رها کردیم که وضعیت جسمانى خوبى داشت ... سهند عقدائی در مصاحبه با روزنامه ایران » و خب بدیهی ست که خبرنگار ایران در سطحی از آمادگی اطلاعاتی نیست که از او بپرسد جناب کوه نورد قهرمان ! اگر سامان نعمتی در وضعیت جسمانی خوبی بود پس چرا _ طبق اظهارات خودتان در ابتدای همین مصاحبه _ در هنگام صعود کوله اش را جا می گذارد و سرپرست و مسئول فنی تیم که متوجه عدم توانائی او برای ادامه صعود می شوند به او پیشنهاد برگشت می دهند و کمی بعد هم او را وادار به بازگشت می کنند؟ معنی وضعیت جسمانی خوب این است ؟ یا بپرسد جناب کوه نورد قهرمان ! شما می دانستید سامان نعمتی کوله اش را در همان ابتدای صعود جا گذاشته است و وضعیت تدارکاتی مناسبی برای شب مانی و ... ندارد و تصمیم نادرست او و نافرمانی اش  به مرگش در آن ارتفاع منجر خواهد شد اما باز هم او را به حال خود رها کرده و به بازگشت خود ادامه داده اید . شما می دانستید سامان نعمتی جان خود را از دست خواهد داد و او را رها کردید . می بینید جناب کوه نورد قهرمان ! حتی این روایت جدید هم نمی تواند جنبه های غیر اخلاقی ، غیر مسئولانه و غیر انسانی عملکرد شما را بپوشاند !

در داستان و روایت جدید دماوندی ها از حادثه ی نانگاپاربات همچنان با تناقض های جدید و مغایرت های کوچک با واقع جدیدتری روبرو هستیم !! ترک کمپ چهار در ساعت ١۶ به راحتی تبدیل به ترک کمپ چهار در ساعت ٧ صبح می شود !! در روایت قدیم «  افراد تا ساعت 16 به وقت پاکستان در کمپ 4 منتظر سامان مانده اند ... سایت تبلیغاتی »  در روایت جدید « در نهایت ساعت ۴ صبح به کمپ ۴ رسیدیم..سه ساعت بعد با کمپ اصلى تماس گرفتیم، آنها گفتند جبهه هواى نامساعدى در راه است و باید سریع خود را به پائین برسانیم؛ اگرنه خطر جدى تهدیدمان مى کند. همان موقع یک چادر با تمام امکانات براى سامان گذاشتیم و به طرف پائین راه افتادیم... مصاحبه سهند عقدائی » بله . افکار عمومی عزیز و گرامی کوه نوردی ایران ! ما ، هم یگانه کوه نوردان قهرمان این سرزمین هستیم و هم استادان بزرگی در بازی با کلمات به شمار می آئیم !! درست است که دروغ می تواند نام دیگری برای مغایرت های کوچک با واقع باشد اما از شما می خواهیم که به بزرگواری خودتان این روایت جدید را از ما بپذیرید و اجازه دهید ما بتوانیم گریبان خود را از این بحران بزرگ خلاص کنیم !! 

در یک نکته کوچکترین شکی وجود ندارد : ابعاد و عمق بحران بوجود آمده در نتیجه ی تصمیم و عملکرد غیر اخلاقی و غیر انسانی سرپرست و مسئول فنی تیم ، دماوندی ها را به سرگیجه ای باور نکردنی دچار کرده است ! آنان قدرت تشخیص خود را از دست داده اند . برای آنان دیگر  درست از نادرست ، اخلاق  از غیر اخلاق ، حقیقت  از دروغ و ...  هیچ تفاوتی ندارد . آشفته و سراسیمه به دنبال راهی برای خروج از بحران می گردند . اشتباهات مرگبار سرپرستان شان در سال های اخیر بحران های بزرگی را برایشان رقم زده است : کشته شدن امیر رضا امیر امینی ( زمستان ٧۴ به سرپرستی حامد کرامت ) و کشته شدن ویکتوریا کیانی راد و امیر احمدی ( پائیز ٨١ به سرپرستی کاظم فریدیان ) آیا اکنون چشم اندازی برای نجات مدیران باشگاه دماوند از بحران گسترده فعلی می تواند وجود داشته باشد ؟ آیا گوش شنوائی در این باشگاه برای پذیرش توصیه به عقلانیت و شهامت مواجهه ای بی پرده و عریان با حقیقت _ تمامی حقیقت _ وجود دارد ؟

 

--------------

پی نوشت :

_ در بحران های بزرگ وقتی رشته ی امور و کارها به آدم های کوچک و مغزهای کوچک ترشان سپرده می شود دیگر هر گونه امید و انتظار برای رسیدن به افقی روشن و حل مسئله بی معنا می شود . شاید بد نباشد به ذکر نمونه ای از عملکرد این آدم های کوچک در بحران نانگاپاربات بپردازیم : ... پدر سامان می گفت ما از آنان ( باشگاه دماوندی ها ) باقیمانده ی وسائل پسرمان را خواستیم . منزل یکی از برادران سامان در تهران است و آنان وسائل سامان را در کیسه ای ریخته و بوسیله آژانس و بدون آنکه حتی زحمت همراهی یکی از مسئولین و یا اعضای باشگاه را بخود بدهند توسط راننده آژانس وسائل سامان را به برادرش تحویل می دهند .  نه فقط شعورشان نرسیده که کسی را برای همدردی ، عرض تسلیتی ، گفتن جمله ی تسکین آمیزی و ... به یک برادر داغدار بفرستند بلکه از راننده آژانس خواسته اند که کرایه خود را نیز از گیرنده ی وسایل بگیرد!! عملکرد آدم های کوچک با مغزهای کوچک تر این گونه است !!

_ این روزها ، مقایسه ای بی اختیار و ناخودآگاه بین حادثه ی گاشربروم و حادثه ی نانگاپاربات در ذهن شکل می گیرد . گاشربرومی ها دولتی بودند . فدراسیونی بودند . نورچشمی بودند و خیلی چیزهای دیگر که در آن روزها خطاب شان کردیم و یا هنوز هم می کنیم اما ... با نمایشی مافوق تصور از غیرت ٬ شرف  و  وجدان انسانی ، دوست همنورد و آسیب دیده ی خود را سانتی متر به سانتی متر از آن ارتفاع مهلک به پایین حمل کردند (محمد اوراز ) و حتی برای لحظه ای او را تنها نگذاشتند . آنها دولتی بودند . آنها فدراسیونی بودند ... و اینها در نانگاپاربات ... و اینها پرچم داران کوه نوردی مستقل ایران هستند . این گونه خطاب شان کردیم و یا هنوز هم می کنیم ... و اینها در نانگاپاربات با نمایشی مافوق تصور از ... بگذریم . همه ی گفتنی ها گفته شده است . چه حکایت های تلخ و غم انگیزی دارد این کوه نوردی ما

[ دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387 ] [ 16:1 ] [ ]


ستاره فيلم هاي غير اخلاقي در نقش زن بوش

فيلم اليور استون با نام "w" داستان زندگي جرج بوش است كه نقش رئيس جمهور آمريكا را نيز جاش برولين ايفا خواهد كرد. خانمي كه براي ايفاي نقش لورا بوش انتخاب شده است با نام كوچك اليزابت آخرين فيلم غير اخلاقي خود را در 31 اكتبر گذشته بازي كرده است. تابناك: اليور استون كارگردان سرشناس آمريكايي در فيلم جديد خود قصد دارد از يك ستاره فيلم‌هاي مستهجن براي ايفاي نقش بانوي اول آمريكا استفاده كند.

به گزارش آسوشيتدپرس از تورنتو،‌ اين فيلم اليور استون با نام "w" زندگي نامه جرج بوش است كه نقش رئيس جمهور آمريكا را نيز جاش برولين ايفا خواهد كرد. خانمي كه براي ايفاي نقش لورا بوش انتخاب شده است با نام كوچك اليزابت آخرين فيلم غير اخلاقي خود را در 31 اكتبر گذشته بازي كرده است.

اين بازيگر 34 ساله در گفتگويي در فستيوال بين‌المللي فيلم تورنتو گفت:" من خوشحال هستم كه هاليوود من را فراموش نكرده است و بيرون آمدن اين دو فيلم تقريبا در زماني مشابه نشانه اي از همين امر است."

وي ادامه داد:"من هميشه در نقشهايم احساس بانوي اول را داشتم و لورا بوش نقشي بسيار طبيعي براي من است. من احترام خاصي را براي وي به عنواني كسي كه نقشش را بايد ايفا كنم قايل هستم. ضمن اينكه من علاقه شديدي را هم به جاش برولين دارم و ما در قالب زوج اول آمريكا مي توانيم عشق واقعي بوش و همسرش را نشان دهيم."

فيلم w‌ زندگي جرج بوش را از زماني آغاز مي كند كه در زمان رياست جمهوري پدرش در دانشگاه ييل تحصيل مي كرد و تا زمان حملات 11 سپتامبر و جنگ عراق ادامه مي يابد.

اليزابت كه ظرف 2 ماه از يك بازيكر فيلمهاي مستهجن به بانوي اول آمريكا تبديل شده است گفت:"در قلب فيلم ماجراي عشقي پررنگي وجود دارد. داستان يك پدر و يك پسر و عشق بزرگتر ميان جرج و لورا. اين دو در اين فيلم زوج بسيار بزرگي هستند.

[ دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387 ] [ 15:59 ] [ ]

خاطرات پر خطر ...............تخيل هاي خطرناك ...............!!

سلام دوستان ... باز هم مي خوام در مورد اين خاطرات سكسي حرف بزنم ... جايي كه نويسنده هاي مجرب و توانمند در اين رشته تا به حال به هدف خود يعني گسترش اينگونه داستانهاو دادن حس هاي غير واقعي به خوانندگان رسيده اند .. متاسفانه جامعه اينتر نتي ايران اولويت سرچ خودشون رو در هنگام تفريحات اينتر نتي به اين موضوع(س...) و متعلقاتش محدود مي كنن و تا به امروز ذهنيت صد هاهزار نفر با خوندن اين داستانها ي غيرواقعي و غير انساني  نسبت به زنان و يا مردان اطراف خود بد شده و صاحبان اين خاطرات كه عموما همان نويسنده هاي چيره دست هستند  تابه حال به هدف خود رسيدند. مطالب من حقير و ساير دوستان ظاهراً ره گشاوروشن كننده اين فريب نبوده و ظاهرا هم نخواهد بود ...!! اما حتي اگر يك نفر هم با خوندن اين مطلب دست از خوندن اين خاطرات مهمل برداره قطعا ما به هدف خود رسيديم.. ...!!در ايتدا اين مطالب با نام خاطرات سكسي منتشر مي شدند اما بعد كه همه با ماهيت دروغ اين حرفها پي بردند به داستان هاي سكسي تغيير نام دادند !!

در اين داستان ها  سعي شده كه اندامهاي جنسي به گونه اي غير واقغي شناسانده بشه و مخاطب رو غرق در شگفتي هاي غير واقعي كنه ..هر جا كه بخوان هوس رو مي برن .... زن همسايه .. منشي شركت .. مردمجرد طبقه پايين ..باغبان خونه ...پرستارخوش برخورد ..برجستگي ها زير لباس!! همه و همه در نظر خوانندگان اين خاطرات به موجوداتي صرفا سكسي تبديل ميشن و تمام هوش و حواس جوان و نوجوان دختر يا پسر درگير اين دنياي غير واقعي و تخيلي  مي شود .. از اين جهت غير واقعي چون اگر ذره اي دقت داشته باشيد  نگارش اين داستانها بسيار حرفه اي و انشايي و بارعايت تمام اصول غير اخلاقي مي باشند(گاها به عمد چندين غلط املايي رودر نوشته قرار ميدن) و اين كاري نيست كه از عهده هر كسي بر بياد ..مخاطب اين داستانهابه تدريج غرق در دنياي  اين افراد مي شود و خود را جاي آنهامي گذارد .. خود ارضايي هنگام خواندن اين خاطرات  كوچكترين كاري است كه ممكن است رخ دهد ..علت اينكه من روي  اين موضوع تاكيد دارم ميزان سرچ و حرص براي به دست آوردن اين داستانها از سوي كاربران اينتر نت در كل دنيامي باشد ..شايد فكر كنيداين موضوع فقط مربوط به ايران است!! ..در واقع خيلي از اين داستانها ترجمه نمونه خارجي هستند !!.. اما نكته عذاب آوراين جريان اين است كه  اگرحتي فرض رو بر اين بگيريم كه اين خاطرات حقيقت باشند چه نيازي به گفتن آنهاست ؟اصلا چه نيازي است كه بقيه هم بدانند كه شما با چه كسي و چگونه و در چه حالتي و با چه روشي و با چه دارويي و با چه هيجاني  رابطه داشتيد ؟ .. درست مثل اينست كه شما برويد  كره مريخ را فتح كنيدو و بعد بياييدو بدون هيچ تصوير و مدركي شروع به گفتن تجربه هاي خود بكنيد ...پسراني كه  از تجربه هاي خودشون ميگن و دخترهايي كه باهاشون بودن رو هرزه و يا ج...نده خطاب ميكنن در حالي كه  خويشتن رو فراموش كردن كه با زمين و زمان رابطه جنسي داشتند . به نظر من نام فاحشه كاملا زيبنده اينگونه پسرهاست كه از اعتماد شريك جنسيشون سواستفاده ميكنن ...

خيلي از دوستاني كه  اقدام به خوندن اين خاطرات مي كنن  كاملا واقف هستند كه اين نوشته ها با مبالغه و بزرگنمايي و خالي بندي به اين مرحله رسيده اما براي  به هيجان رسيدن و غليان شهوت،  باعلم بر دروغ بودن اين خاطرات باز هم  اعتياد به اين نوشته هاي  مشكوك خوره جان خوانندگان مي شود .. مي خوانيد ..وارد دنياي تخيلي نويسنده مي شويد .. با او گام بر مي داريد .. ذهن خود را در اختيار دستان توانمنداين خاطرات مي گذاريد ..مي گذرد ..خيال مي سازيد ..حال وارد دنياي واقعي ميشويد ..يه آلت سيخ شده .يا مهبل خيس شده  تنهاحاصل اين خاطرات در دقايق نخستينه اتمام خاطره مي باشد .. حال افسردگي ودر دسترس نبودن وسيله دفع شهوت بلاي جان مي شود .. ساده ترين كار خود ارضايي .. وبعدپا فراتر مي رود .. وارد دنياي واقعي مي شويم .. اينجاكجاست .. من كجام ؟ نه اين غير واقيعه ... پس چرا اون حالات براي من تكرار نميشه ...اصلا چرا لذتي كه در آن خاطرات گفته ميشود اينجا نيست .. كدوم واقعيه ؟  ............!!!!دوست عزيز ختم كلام بگويم كه همه و همه اين مطالب صرفا براي كشيدن شمابه دنياي غير واقعي و غافل كردن شمااز لذت واقعي مي باشد .. در كشور ما وسائل سمعي بصري  هيچ كمكي نمي كنند تنها و تنهابايد با تلاش خودت و خوندن كتاب هاي مختلف در مورد شخصيت و فيزيك جنس مخالف  به بلوغ فكري برسي ..نذار بلوغت  به وسيله اين ارجيف ساختگي يا نميه واقعي !! محصور بشه....

پيامد هاي  خواندن اين خاطرات .......................غيرقابل اجتناب

1-ديدي غير واقعي نسبت به نظر و طرز فكر جنس مخالف خود پيدا ميكند و ممكن است در برخورد با جنس مخالف خود حركات و صحبتهاي او را اشتباه برداشت كند. كسي كه اين داستان ها رو مي خونه در بسياري موارد روي همه نگاه جنسي داره ..حتي ....................!!!!.

2-بسياري از داستانها در مورد مردان يا زناني است كه مثلا همسرش او را تامين نميكند و يا در شهرستان است و مرد يا زن براي ارضاي خود با فردي از جنس مخالف رابطه برقرار ميكند. چنين داستانهايي باعث ايجاد بد بيني و حتي استرس در شخص در سنين بالاتر ميشود. فرض كنيد نوجوان پسري كه بارها داستانها و خاطرات سكسي زناني را خوانده است كه در غيبت شوهر خود وبا دوست پسر خود رابطه داشته اند و يا چون شوهرشان حرارت لازم را نداشته است. خوب حالا در سنين بالاتر اگر مثلا مردي به دلايل كاري مجبور به غيبتهاي طولاني باشد و يا فرد سرد مزاجي باشد ممكن نسبت به همسر خود بدبين شود و يا احتمال خيانت همسر خود را بيشتر ببيند و در آن صورت دچار استرس و اضطراب خواهد شد.

3-متاسفانه برخي از اين داستانها به سكس با محارم اشاره شده است كه اين البته براي افراد بزرگتر خنده دار است  چون بسيار راحت مي توان فهميدكه هدف چيست ..زيرا اين موضوع در تمام دنيا نهي شده و اصلا قابل هضم نيستو  رخدادش صدميليون به يكه !!.؟ .اما براي نوجوانان ممكن است باعث شود او نسبت به خواهر يا مادر و حتي افراد نزديك فاميل افكار منفي پيدا كند و يا نوع نگاه او به آنها تغيير كند..........

4- برخي از اينگونه داستانها به نوعي در نگاه شخص نسبت به افراد يا شغلهاي خاص تاثير منفي ميگذارد. مثلا نوجواني كه دهها داستان در رابطه با مردي با همسر دوست خود را خوانده است و يا شكل بدتر مثلا دهها داستان در رابطه با مدير عامل و منشي شركت ، صاحب فروشگاه و فروشنده ، پرستاران و يا زنان مطلقه ، حال فرض كنيد همسر آينده چنين نوجواني بخواهد جايي بصورت منشي استخدام شود و يا نگاه نوجوان را به زن همسايه ويا فاميل كه مثلا پرستار و يا مطلقه چگونه خواهد شد .............

5-در اكثر اين داستانها حركات غير عادي و حتي خطا در نزديكهاي جنسي به نوعي بيان ميشود كه در خواننده نيز اين قضيه جا مي افتد و او نيز در آينده و در روابط جنسي خود چنين انتظاري خواهد داشت و يا سعي در اجراي آنها دارد.همچنين در برخي از اينگونه داستانها و افكار مرد يا زن داستان را تعريف ميكنند، برخي از اين افكار حتي در ذهن زنان و مردان هرزه نيز نيست . و باز در نظر بگيرد دختر نوجواني كه اينگونه داستانها را ميخواند او در آينده ممكن است در خواندن و طرز تفكر شوهر خويش دچار اشتباه شود طبيعي است كه هيچكس نميخواهد حتي همسرش به او به ديد موجودي صرفا سكسي نظر داشته باشد.................

6- دوستي هاي جنس مخالف ديگر چيزي نيست كه وجودش رو انكاركنيم وغير مفيد بدونيم ..خوندن اين خاطرت باعث ميشه كه اهداف اصلي دوستي كه شناختن جنس مخالف در قالبي صحيح و متفاوته جاي خودش رو به ميدان فريبكاري دختر و پسر بده .. به گونه اي كه  در همان روز هاي ايتدايي  ذهنيتشون نسبت به هم خراب ميشه و به وقول معروف به هم ميزنن ..كما اينكه ثابت شده  خيلي ازازدواج ها بر اثر دوستي هاي ثابت و هدف دار به وجوداومده...اما  هذيان هايي مثل خاطرات سكسي ذهنيت جامعه رو نسبت به اين دوستي ها  بد مي كنه .. و پيش فرض همه رو بر اين ميذاره كه دختر و پسر دنبال ارضاي جنسي وپول اين حرفهاهستند...!!شايد اينها باشه اما همه  دوستي اينهانيست.. !!در واقع خوندن و مرور كردن چنين داستانهايي  انسان رو از واقعيت دور ميكنه و به جاي پرداختن به شناخت سكس واقعي وارد دنياي غير واقعي اين  داستانها و انجمن هاي بيمار ميكنه. ..

پي نوشت : يه برنامه داره شبكه2 در مورد انحراف اخلاقي و اينها صحبت مي كنن باحضور دوتاآخوند ..جالبه تمام مصاحبه هايي كه ميگيرن اولاهمه زن هستن...دوما هيچكس نامي از  رابطه جنسي نمي بره!! اينم يه برنامه توپ در اوج دموكراسي!!............

شما مي تونيد در ادمه مطلب قسمتي از متن يكي از اين داستانها رو بخونيد و يك دل سير افسوس بخوريد ويايك دل سير هم مي توانيد بخنديد .مردي كه سعي مي كنه همسرش رو وارد رابطه با يه مرد ديگه بكنه و در مقابل او هم وارد رابطه با همسر دوستش بشه....فقط براي  اينكه  پي به كثيف بودن اين حرفها ببريم اين متن رو ميذارم(با سانسور) ..تا متوجه كشش اين مطالب بشويدو خطرناك بودنش رو حس كنيد جايي كه مي خوان يه رسم غلط رو بين مردم جا بندازن و ذهن ها رو وسوسه كنن ...........

[ پنجشنبه پانزدهم اسفند 1387 ] [ 16:29 ] [ ]

 

 یه دختر خوب

یه دختر خوب هیچوقت زودتر از اینکه از شیر بگیرنش عاشق نمیشه یه دختر خوب بیشتر از 3 ساعت توی حموم نمیمونه
یه دختر خوب به خاطر بعضی مسائل چترش را باز نمی کنه
یه دختر خوب وقتی بلد نیست رانندگی کنه چرا باید زور بزنه و با گل پسرا کل کل کنه
یه دختر خوب توی روی مامانش وانمیسته و به خاطر قراری که داره (و سرکاره) 100000 تا دروغ نمیگه
یه دختر خوب از مثلاً 6 ساعت وقت کلاس خودش 5 ساعتش رو نمی پیچونه
یه دختر خوب یواشکی دست تو جیب باباش نمیکنه
یه دختر خوب به خاطر اینکه بهش گفتن بی ادب گریه نمی کنه
یه دختر خوب جو نمیگیرتش و زود خودشو مثل بنگاهها به نمایش نمیزاره
یه دختر خوب دستمال دماغ باباشو برنمی داره بندازه رو سرش مثل روسری
یه دختر خوب عقده هاش رو با فرار از خونه خالی نمی کنه
یه دختر خوب با همسایشون که خوشگل تره لج نمیشه
یه دختر خوب به خاطر پوست و رنگ بدنش که پر از جوش و ککه باباشو اونقدر تو خرج نمی ندازه
یه دختر خوب وقتی بهش نگاه نمی کنن خود نمایی نمیکنه (به راههای مختلف) باز هم نکته تستی
یه دختر خوب باباش هر چی بگه گوش می کنه نمیاد پیش مامانش ننه من غریبم بازی درآره
یه دختر خوب بیشتر از 10 دقیقه توی دستشويي نمی مونه - نکته مهمتر از کنکور
یه دختر خوب هیچوقت بدون گواهینامه رانندگی نمیکنه که بعدش که گرفتنش اشک تمساح بریزه
یه دختر خوب به خاطر منافع خودش حق خواهرش رو ضایع نمی کنه
یه دختر خوب وقتی معنی ترانه های خارجی رو نمیدونه مجبور نیست که واسه کلاس اونا رو گوش بده
یه دختر خوب توی قرار با پسر کلاس زورکی نمی آد و پدر کارمند بیچاره اش رو مدیرعامل و رئیس قلمداد نمی کنه
یه دختر خوب دیگه به دختر افغانی ها حسودی نمی کنه
یه دختر خوب وقتی از پسری خوشش اومد و داشت از حسودیش می ترکید 10000 تا عیب و ایراد روی پسر نمی زاره
یه دختر خوب شب زود نمی خوابه که صبح زود بیدار بشه که بتونه صافکاری و نقاشی کنه
یه دختر خوب خودش رو زوری توی دل کسی نباید راه بده
یه دختر خوب برای اینکه مورد توجه قرار بگیره اسمشو عوض نمیکنه - صغرا= هانی - کبری= مانی
یه دختر خوب برای اینکه توی مهمونی تحویلش بگیرن قیافه نمیگیره و ادای آدم پولدارارو در نمیاره
یه دختر خوب پشت سر حتی حیوانات هم غیبت نمی کنه
یه دختر خوب از دماغ فیل نمی افته که نه؟
یه دختر خوب از اجرای هر گونه قرقره بازي( جت اسکی اسکیت و امثال اون ) در مقابل پسرها خودداری می کنه
یه دختر خوب با 25897 نفر که تیریپ نمیریزه
یه دختر خوب اولاً دوچرخه سواری نمی کنه حالا می خواد بکنه بكنه جنبه هم داشته باشه
یه دختر خوب توی مسافرت به خاطر کسی که روش کلید کرده، باباشو توی منگنه قرار نمی ده که بابا تندتر برو
یه دختر خوب عکسهای پسر خوشگلا مانند حمید گودرزی شادمهر عقیلی و … محمدرضا گلزار رو به در و دیوار اتاقش نمی چسبونه
یه دختر خوب سوار هر ماشینی نمیشه پیکان 47 و امثال آن
یه دختر خوب وقتی لباس آنچنانی برای خودنمایی ندارد از دوستاش قرض نمی کنه
یه دختر خوب راه به راه از اون کوفتیا نمیماله که فردا هم سرطان بگیره و انتظار ترحم داشته باشه
یه دختر خوب اولاً اصلاً پیدا نمیشه خلاصه بگم یه دختر خوب باید خوب باشه نه اینکه ادای خوبا رو دربیاره


[ شنبه دهم اسفند 1387 ] [ 9:50 ] [ ]
درباره وبلاگ